
About this episode
یکی را به چوگان مه دامغانبزد تا چو طبلش بر آمد فغانشب از بی قراری نیارست خفتبر او پارسایی گذر کرد و گفتبه شب گر ببردی بر شحنه، سوزگناه آبرویش نبردی به روزکسی روز محشر نگردد خجلکه شبها به درگه برد سوز دلهنوز ار سر صلح داری چه بیم؟در عذرخواهان نبندد کریمز یزدان دادار داور بخواهشب توبه تقصیر روز گناهکریمی که آوردت از نیست هستعجب گر بیفتی نگیردت دستاگر بندهای دست حاجت برآرو گر شرمسار آب حسرت ببارنیامد بر این در کسی عذر خواهکه سیل ندامت نشستش گناهنریزد خدای آبروی کسیکه ریزد گناه آب چشمش بسیسعدی, بوستان, باب نهم در توبه و راه صوابسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



