
About this episode
شخصیت اصلی این کتاب باشخصیت اصلی کتاب بیگانه، یعنی مورسو، یکی است. در کتاب مرگ خوش مورسو مرتکب به انجام یک قتل شده است. او بعد از کشتن شخصی به نام زاگرو، پولهایش را برمیدارد و بهسوی خوشبختی میرود. در طول داستان ما متوجه اتفاقاتی میشویم که بین مورسو و زاگرو رخداده است....
هر غروب وقتی مورسو از خیابان میگذشت و مغرورانه درخشندگی و سایهای را که بر سیمای مارت نمایان بود، تماشا میکرد، همهچیز به طرز عجیبی ساده به نظر میرسید: حتی شجاعت و استقامتش. از مارت سپاسگزار بود که زیباییاش را هرروز در کنار او چون مستیِ لطیفی به نمایش میگذاشت. مارتی که موردتوجه نبود، به همان اندازهی مارتی شاد که به مردان دیگر علاقهمند بود، او را رنج میداد. او بیشتر از این مسرور بود که قبل از شروع فیلم، وقتی سالن پر بود. همراه وی وارد سینما میشد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time هزارداستانHazardastan publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes
More from هزارداستانHazardastan

1937 بر بال باد نشستن10/10✍️شهرنوش پارسی پور
هزارداستانHazardastan

1936 بر بال باد نشستن9/10✍️شهرنوش پارسی پور
هزارداستانHazardastan

1935 بر بال باد نشستن8/10✍️شهرنوش پارسی پور
هزارداستانHazardastan

1934 بر بال باد نشستن7/10✍️شهرنوش پارسی پور
هزارداستانHazardastan