
About this episode
فرو رفت جم را یکی نازنینکفن کرد چون کرمش ابریشمینبه دخمه برآمد پس از چند روزکه بر وی بگرید به زاری و سوزچو پوسیده دیدش حریرین کفنبه فکرت چنین گفت با خویشتنمن از کرم برکنده بودم به زوربکندند از او باز کرمان گوردو بیتم جگر کرد روزی کبابکه میگفت گویندهای با رباب:دریغا که بی ما بسی روزگاربروید گل و بشکفد نوبهاربسی تیر و دی ماه و اردیبهشتبرآید که ما خاک باشیم و خشتسعدی, بوستان, باب نهم در توبه و راه صوابسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



