
About this episode
کهن سالی آمد به نزد طبیبز نالیدنش تا به مردن قریبکه دستم به رگ برنه، ای نیک رایکه پایم همی بر نیاید ز جایبدین ماند این قامت خفتهامکه گویی به گل در فرو رفتهامبرو، گفت دست از جهان برگسلکه پایت قیامت برآید ز گلنشاط جوانی ز پیران مجویکه آب روان باز ناید به جویاگر در جوانی زدی دست و پایدر ایام پیری به هش باش و رایچو دوران عمر از چهل درگذشتمزن دست و پا کآبت از سر گذشتنشاط از من آنگه رمیدن گرفتکه شامم سپیده دمیدن گرفتبباید هوس کردن از سر به درکه دور هوسبازی آمد به سربه سبزی کجا تازه گردد دلمکه سبزی بخواهد دمید از گلم؟تفرج کنان در هوای و هوسگذشتیم بر خاک بسیار کسکسانی که دیگر به غیب اندرندبیایند و بر خاک ما بگذرنددریغا که فصل جوانی برفتبه لهو و لعب زندگانی برفتدریغا چنان روح پرور زمانکه بگذشت بر ما چو برق یمانز سودای آن پوشم و این خورمنپرداختم تا غم دین خورمدریغا که مشغول باطل شدیمز حق دور ماندیم وغافل شدیمچه خوش گفت با کودک آموزگارکه کاری نکریدم و شد روزگارسعدی, بوستان, باب نهم در توبه و راه صوابسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



