
About this episode
شبی دعوتی بود در کوی منز هر جنس مردم در او انجمنچو آواز مطرب برآمد ز کویبه گردون شد از عاشقان های و هویپری پیکری بود محبوب منبدو گفتم ای لعبت خوب منچرا با رفیقان نیایی به جمعکه روشن کنی مجلس ما چو شمع؟شنیدم سهی قامت سیمتنکه میرفت و میگفت با خویشتنمحاسن چو مردان نداری به دستنه مردی بود پیش مردان نشستسیه نامه تر زان مخنث مخواهکه پیش از خطش روی گردد سیاهازان بی حمیت بباید گریختکه نامردیش آب مردان بریختپسر کو میان قلندر نشستپدر گو ز خیرش فروشوی دستدریغش مخور بر هلاک و تلفکه پیش از پدر، مرده به ناخلفسعدی, بوستان, باب هفتم در عالم تربیتسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



