
About this episode
به سوی فانوس دریاییرمان به سوی فانوس دریایی (To the Lighthouse) معروفترین اثر ویرجینیا وولف است؛ رمانی که به نوعی تاریخچۀ زندگی خود نویسنده است. در این رمان زندگی، مرگ و خانم رمزی مسائل اصلیاند و فانوس دریایی که در دریا منزوی است و به فواصل مرتب پرتو میافکند، تصویر نیرومندی است.این رمان مظهر این مدرنیسم است و هرج و مرج شخصیتها را در فرمی میگنجاند که بر اثر تجزیه و تحلیل بهدست میآید. نخستین واژهی این رمان «بله» است و آخرین جملهاش: «من هم تصویر خیالیام را دیدم» که حاکی از رویکردی مثبت و رسیدن به آرزوهاست.این رمان دارای متنی رمزآمیز و سیستم نشانهای برمبنای سلسله مراتب نیست بلکه بیشتر به خوراک فرانسوی خانم رمزی شباهت دارد: ترکیبی نحوی که هریک از مواد تشکیلدهندهاش غنی و متفاوتاند و تأثیر همراهی و ترکیبشان غیرمنتظره است. در صحنهای که بچهها برای خواب به اتاقها میروند گفتوگو، اندیشه، نقلقول و احساسات کنار هم قرار میگیرند.رمان به سوی فانوس دریایی شامل سه بخش زیر است:در نیمه نخست رمان، یک روز عادی تعطیلات تا هنگام خواب شخصیتها روایت میشود، اما ناگهان فاصله زمانی ده سالهای در چند صفحه خلاصه میشود. جنگ جهانی اول، مرگ خانم رمزی و دو فرزندش پس از رسیدن به بزرگسالی، متروک شدن خانهای که تعطیلات را در آن میگذراندند، همگی در بخش "زمان میگذرد" گنجانده شده است. این بخش پرحادثهترین حرکت رمان را در بر دارد.بخش میانی شرح دگرگونی ها و خرابی خانه ی رمزی است.بخش پایانی داستان تحت عنوان فانوس دریایی، برمی گردد به این که در غیاب خانم رمزی قهرمانان داستان دوباره به خانه ی قدیمی برمی گردند، آقای رمزی و پسرهایش به فانوس دریایی می روند...فانوس دریایی کنایه ای ست از شناخت، شناخت خویشتن و طبیعت، شناخت روزگار و این فانوس نیازبه یک متصدی دارد، به کسی که بوسیله ی آن دیگران را به شناختی بس شگرف در خویشتن برساند و آن کسی نیست به جز خانم رمزی.لیلی بریسکوی نقاش، زنی نهچندان معقول که در کاربرد واژهها و دستور زبان ناشی است، وقتی به گذشته بازمیگردد، اگرچه تجربهای را که ویرجینیا وولف در رمان بهسوی فانوس دریایی آشکار میسازد بیانناپذیر میداند، اما چنین از آن یاد میکند: «هیچکس نمیتواند چیزی را به کسی بگوید.» با این حال تلاش هنرمند و حتی حس شکستنش که از وقوف به گستردگی کار ناشی میشود، به بلندپروازی و در عین حال فروتنی در کار هنری یاری میبخشد.حال و هوای این رمان مثل یک تعطیلات خانوادگی در عین حال شاد و غمگین است و در قالب همان خانواده بیان میشود، ولی حس مصیبتی در آن جاری است که در قالب مبارزه هر فرد برای زنده ماندن، تأکید بر فردیت و اشتیاق برای عشق بیقید و شرط به تعادل میرسد. علم و منطق که مردان قهرمانان آنند، بر اثر احساسات غریزی زنان و هنر به چالش کشیده میشود و با موسیقی خاطرات، و قطعاتی از اشعار یا بروز ناگهانی احساسات همراه میگردد.ویرجینیا وولف با کاربرد تکنیک جریان سیال ذهن، چشماندازی صمیمانه به رمان بخشیده و به این وسیله، افکار، احساسات و مشاهدات فوری ناشی از تجربیات انسانی شخصیتها را بیان میکند، اما مسائلی که مطرح میشوند از تجربهی فردی فراتر میروند و فلسفه، روانشناسی و جنسیت را نیز دربر میگیرند.زن اگر میخواهد داستاننویسی کند، باید حتماً پول و اتاقی ازآن خود داشته باشد. (این جمله معروف از ویرجینیا وولف رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی است.)--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time هزارداستانHazardastan publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes
More from هزارداستانHazardastan

1937 بر بال باد نشستن10/10✍️شهرنوش پارسی پور
هزارداستانHazardastan
May 25, 20243:41:33pending

1936 بر بال باد نشستن9/10✍️شهرنوش پارسی پور
هزارداستانHazardastan
May 24, 20242:51:45pending

1935 بر بال باد نشستن8/10✍️شهرنوش پارسی پور
هزارداستانHazardastan
May 23, 20243:59:52pending

1934 بر بال باد نشستن7/10✍️شهرنوش پارسی پور
هزارداستانHazardastan
May 22, 20244:01:23pending