Skip to content
TrackPodcasts
artsOct 28, 20211:37pending

بوستان سعدی - 125 - باب ششم - یکی طفل دندان برآورده بود

بهاریه

About this episode

یکی طفل دندان برآورده بودپدر سر به فکرت فرو برده بودکه من نان و برگ از کجا آرمش؟مروت نباشد که بگذارمشچو بیچاره گفت این سخن، پیش جفتنگر تا زن او را چه مردانه گفت:مخور هول ابلیس تا جان دهدهمان کس که دندان دهد نان دهدتواناست آخر خداوند روزکه روزی رساند، تو چندین مسوزنگارندهٔ کودک اندر شکمنویسنده عمر و روزی است همخداوندگاری که عبدی خریدبدارد، فکیف آن که عبد آفریدتو را نیست این تکیه بر کردگارکه مملوک را بر خداوندگارشنیدی که در روزگار قدیمشدی سنگ در دست ابدال سیمنپنداری این قول معقول نیستچو راضی شدی سیم و سنگت یکی استچو طفل اندرون دارد از حرص پاکچه مشتی زرش پیش همت چه خاکخبر ده به درویش سلطان پرستکه سلطان ز درویش مسکین ترستگدا را کند یک درم سیم سیرفریدون به ملک عجم نیم سیرنگهبانی ملک و دولت بلاستگدا پادشاه است و نامش گداستگدایی که بر خاطرش بند نیستبه از پادشاهی که خرسند نیستبخسبند خوش روستایی و جفتبه ذوقی که سلطان در ایوان نخفتاگر پادشاه است و گر پینه دوزچو خفتند گردد شب هر دو روزچو سیلاب خواب آمد و مرد بردچه بر تخت سلطان، چه بر دشت کردچو بینی توانگر سر از کبر مستبرو شکر یزدان کن ای تنگدستنداری بحمدالله آن دسترسکه برخیزد از دستت آزار کسسعدی, بوستان, باب ششم در قناعتسعدی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Get every episode summarized

Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.

Email me new episodes

Free for 3 shows. No card needed.

No transcript yet

This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.

بوستان سعدی - 125 - باب ششم - یکی طفل دندان برآورده بود

بهاریه

0:00
1:37

More episodes

More from بهاریه

View all episodes →