
About this episode
یکی را تب آمد ز صاحبدلانکسی گفت شکر بخواه از فلانبگفت ای پسر تلخی مردنمبه از جور روی ترش بردنمشکر عاقل از دست آن کس نخوردکه روی از تکبر بر او سر که کردمرو از پی هرچه دل خواهدتکه تمکین تن نور جان کاهدتکند مرد را نفس اماره خواراگر هوشمندی عزیزش مداراگر هرچه باشد مرادت خوریز دوران بسی نامرادی بریتنور شکم دم بدم تافتنمصیبت بود روز نایافتنبه تنگی بریزاندت روی رنگچو وقت فراخی کنی معده تنگکشد مرد پرخواره بار شکموگر در نیابد کشد بار غمشکم بنده بسیار بینی خجلشکم پیش من تنگ بهتر که دلسعدی, بوستان, باب ششم در قناعتسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



