
About this episode
کسی مشکلی برد پیش علیمگر مشکلش را کند منجلیامیر عدو بند مشکل گشایجوابش بگفت از سر علم و رایشنیدم که شخصی در آن انجمنبگفتا چنین نیست یا باالحسننرنجید از او حیدر نامجویبگفت ارتو دانی از این به بگویبگفت آنچه دانست و بایسته گفتبه گل چشمهٔ خور نشاید نهفتپسندید از او شاه مردان جوابکه من بر خطا بودم او بر صواببه از من سخن گفت و دانا یکی استکه بالاتر از علم او علم نیستگر امروز بودی خداوند جاهنکردی خود از کبر در وی نگاهبدر کردی از بارگه حاجبشفرو کوفتندی به ناواجبشکه من بعد بی آبرویی مکنادب نیست پیش بزرگان سخنیکی را که پندار در سر بودمپندار هرگز که حق بشنودز عملش ملال آید از وعظ ننگشقایق به باران نروید ز سنگگرت در دریای فضل است خیزبه تذکیر در پای درویش ریزنبینی که از خاک افتاده خواربروید گل و بشکفد نوبهارمریز ای حکیم آستینهای درچو میبینی از خویشتن خواجه پربه چشم کسان در نیاید کسیکه از خود بزرگی نماید بسیمگو تا بگویند شکرت هزارچو خود گفتی از کس توقع مدارسعدی, بوستان, باب چهارم در تواضعسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



