
About this episode
شنیدم که در دشت صنعا جنیدسگی دید بر کنده دندان صیدز نیروی سر پنجهٔ شیر گیرفرومانده عاجز چو روباه پیرپس از غرم و آهو گرفتن به پیلگد خوردی از گوسفندان حیچو مسکین و بی طاقتش دید و ریشبدو داد یک نیمه از زاد خویششنیدم که میگفت و خوش میگریستکه داند که بهتر ز ما هر دو کیست؟به ظاهر من امروز از این بهترمدگر تا چه راند قضا بر سرمگرم پای ایمان نلغزد ز جایبه سر بر نهم تاج عفو خدایوگر کسوت معرفت در برمنماند، به بسیار از این کمترمکه سگ با همه زشت نامی چو مردمر او را به دوزخ نخواهند بردره این است سعدی که مردان راهبه عزت نکردند در خود نگاهازان بر ملایک شرف داشتندکه خود را به از سگ نپنداشتندسعدی, بوستان, باب چهارم در تواضعسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



