
About this episode
گروهی برآنند از اهل سخنکه حاتم اصم بود، باور مکنبرآمد طنین مگس بامدادکه در چنبر عنکبوتی فتادهمه ضعف و خاموشیش کید بودمگس قند پنداشتش قید بودنگه کرد شیخ از سر اعتبارکه ای پای بند طمع پای دارنه هر جا شکر باشد و شهد و قندکه در گوشهها دامیارست و بندیکی گفت از آن حلقهٔ اهل رایعجب دارم ای مرد راه خدایمگس را تو چون فهم کردی خروشکه مار را به دشواری آمد به گوش؟تو آگاه گشتی به بانگ مگسنشاید اصم خواندنت زین سپستبسم کنان گفت ای تیز هوشاصم به که گفتار باطل نیوشکسانی که با ما به خلوت درندمرا عیب پوش و ثنا گسترندچو پوشیده دارند اخلاق دونکند هستیم زیر، طبع زبونفرا مینمایم که مینشنوممگر کز تکلف مبرا شومچو کالیو دانندم اهل نشستبگویند نیک و بدم هر چه هستاگر بد شنیدن نیاید خوشمز کردار بد دامن اندر کشمبه حبل ستایش فراچه مشوچو حاتم اصم باش و عیبت شنوسعدی, بوستان, باب چهارم در تواضعسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



