
About this episode
میان دوعم زاده وصلت فتاددو خورشید سیمای مهتر نژادیکی را به غایت خوش افتاده بوددگر نافر و سرکش افتاده بودیکی خلق و لطفی پریوار داشتیکی روی در روی دیوار داشتیکی خویشتن را بیاراستیدگر مرگ خویش از خدا خواستیپسر را نشاندند پیران دهکه مهرت بر او نیست مهرش بدهبخندید و گفتا به صد گوسفندتغابن نباشد رهایی ز بندبه ناخن پری چهره میکند پوستکه هرگز بدین کی شکیبم ز دوست؟نه صد گوسفندم که سیصد هزارنباید به نادیدن روی یارتو را هرچه مشغول دارد ز دوستاگر راست خواهی دلارامت اوستیکی پیش شوریده حالی نبشتکه دوزخ تمنا کنی یا بهشت؟بگفتا مپرس از من این ماجریپسندیدم آنچ او پسندد مراسعدی, بوستان, باب سوم در عشق و مستی و شورسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



