
About this episode
یکی سیرت نیکمردان شنواگر نیکبختی و مردانه روکه شبلی ز حانوت گندم فروشبه ده برد انبان گندم به دوشنگه کرد و موری در آن غله دیدکه سرگشته هر گوشهای میدویدز رحمت بر او شب نیارست خفتبه مأوای خود بازش آورد و گفتمروت نباشد که این مور ریشپراگنده گردانم از جای خویشدرون پراگندگان جمع دارکه جمعیتت باشد از روزگارچه خوش گفت فردوسی پاک زادکه رحمت بر آن تربت پاک بادمیازار موری که دانهکش استکه جان دارد و جان شیرین خوش استسیاه اندرون باشد و سنگدلکه خواهد که موری شود تنگدلمزن بر سر ناتوان دست زورکه روزی به پایش در افتی چو مورنبخشود بر حال پروانه شمعنگه کن که چون سوخت در پیش جمعگرفتم ز تو ناتوان تر بسی استتواناتر از تو هم آخر کسی استسعدی, بوستان, باب دوم در احسانسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



