Skip to content
TrackPodcasts
artsOct 19, 20212:21pending

بوستان سعدی - 024 - باب اول - شنیدم که در مصر میری اجل

بهاریه

About this episode

شنیدم که در مصر میری اجلسپه تاخت بر روزگارش اجلجمالش برفت از رخ دل فروزچو خور زرد شد بس نماند ز روزگزیدند فرزانگان دست فوتکه در طب ندیدند داروی موتهمه تخت و ملکی پذیرد زوالبجز ملک فرمانده لایزالچو نزدیک شد روز عمرش به شبشنیدند می‌گفت در زیر لبکه در مصر چون من عزیزی نبودچو حاصل همین بود چیزی نبودجهان گرد کردم نخوردم برشبرفتم چو بیچارگان از سرشپسندیده رایی که بخشید و خوردجهان از پی خویشتن گرد کرددر این کوش تا با تو ماند مقیمکه هرچ از تو ماند دریغ است و بیمکند خواجه بر بستر جان‌گدازیکی دست کوتاه و دیگر درازدر آن دم تو را می‌نماید به دستکه دهشت زبانش ز گفتن ببستکه دستی به جود و کرم کن درازدگر دست کوته کن از ظلم و آزکنونت که دست است خاری بکندگر کی برآری تو دست از کفن؟بتابد بسی ماه و پروین و هورکه سر بر نداری ز بالین گورسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Get every episode summarized

Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.

Email me new episodes

Free for 3 shows. No card needed.

No transcript yet

This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.

بوستان سعدی - 024 - باب اول - شنیدم که در مصر میری اجل

بهاریه

0:00
2:21

More episodes

More from بهاریه

View all episodes →