Skip to content
TrackPodcasts
artsOct 19, 20212:15pending

بوستان سعدی - 021 - باب اول - گزیری به چاهی در افتاده بود

بهاریه

About this episode

گزیری به چاهی در افتاده بودکه از هول او شیر نر ماده بودبداندیش مردم بجز بد ندیدبیفتاد و عاجزتر از خود ندیدهمه شب ز فریاد و زاری نخفتیکی بر سرش کوفت سنگی و گفت:تو هرگز رسیدی به فریاد کسکه می‌خواهی امروز فریادرس؟همه تخم نامردمی کاشتیببین لاجرم بر که برداشتیکه بر جان ریشت نهد مرهمیکه دلها ز ریشت بنالد همی؟تو ما را همی چاه کندی به راهبسر لاجرم در فتادی به چاهدو کس چه کنند از پی خاص و عامیکی نیک محضر، دگر زشت نامیکی تشنه را تاکند تازه حلقدگر تا بگردن درافتند خلقاگر بد کنی چشم نیکی مدارکه هرگز نیارد گز انگور بارنپندارم ای در خزان کشته جوکه گندم ستانی به وقت درودرخت زقوم ار به جان پروریمپندار هرگز کز او برخوریرطب ناور چوب خر زهرهٔ بارچو تخم افگنی، بر همان چشم‌دارسعدی, بوستان, باب اول در عدل و تدبیر و رایسعدی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Get every episode summarized

Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.

Email me new episodes

Free for 3 shows. No card needed.

No transcript yet

This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.

بوستان سعدی - 021 - باب اول - گزیری به چاهی در افتاده بود

بهاریه

0:00
2:15

More episodes

More from بهاریه

View all episodes →