
About this episode
غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزانه سلطان آباد کند بی خبر از قول حکیمان که گفتهاند هر که خدای را عزّوجلّ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد خداوند تعالی همان خلق را برو گمارد تا دمار از روزگارش بر آردآتش سوزان نکند با سپندآنچه کند دود دل دردمندسر جمله حیوانات گویند که شیر است و اذلّ جانوران خر و به اتفاق خر بار بر به که شیر مردم درمسکین خر اگر جه بی تمیزستجون بار همیبرد عزیزستگاوان و خران بار برداربه ز آدمیان مردم آزارباز آمدیم به حکایت وزیر غافل، ملک را ذمائم اخلاق او به قرائن معلوم شد در شکنجه کشید و به انواع عقوبت بکشتحاصل نشود رضای سلطانتا خاطر بندگان نجوییخواهی که خدای بر تو بخشدبا خلق خدای کن نکوییآوردهاند که یکی از ستم دیدگان بر سر او بگذشت و در حال تباه او تأمل کرد و گفتنه هر که قوّت بازوی منصبی داردبه سلطنت بخورد مال مردمان به گزافتوان به حلق فرو بردن استخوان درشتولی شکم بدرد چون بگیرد اندر نافنماند ستمکار بد روزگاربماند برو لعنت پایدارسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



