
artsNov 4, 20211:46pending
گلستان سعدی - 019 - باب اول - ملک زاده ای گنج فراوان از پدر میراث یافت
About this episode
ملک زاده ای گنج فراوان از پدر میراث یافت دست کرم بر گشاد و داد سخاوت بداد و نعمت بی دریغ بر سپاه و رعیت بریختنیاساید مشام از طبله عودبر آتش نه که چون عنبر ببویدبزرگی بایدت بخشندگی کنکه دانه تا نیفشانی نرویدیکی از جلسای بی تدبیر نصیحتش آغاز کرد که ملوک پیشین مرین نعمت را به سعی اندوختهاند و برای مصلحتی نهاده دست ازین حرکت کوتاه کن که واقعهها در پیش است و دشمنان از پس، نباید که وقت حاجت فرومانی.اگر گنجی کنی بر عامیان بخشرسد هر کدخدایی را به رنجیچرا نستانی از هر یک جوی سیمکه گرد آید ترا هر وقت گنجیملک روی از این سخن به هم آورد و مرو را زجر فرمود و گفت مرا خداوند تعالی مالک این مملکت گردانیده است تا به خورم و ببخشم نه پاسبان که نگاه دارمقارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشتنوشین روان نمرد که نام نکو گذاشتسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



