
artsNov 4, 20211:06pending
گلستان سعدی - 009 - باب اول - هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی
About this episode
هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که بند فرمودی گفت خطایی معلوم نکردم و لیکن دیدم که مهابت من در دل ایشان بی کرانست و بر عهد من اعتماد کلی ندارند ترسیدم از بیم گزند خویش آهنگ هلاک من کنند پس قول حکما را کار بستم که گفتهانداز آن کز تو ترسد بترس ای حکیموگر با چنو صد بر آیی به جنگاز آن مار بر پای راعی زندکه ترسد سرش را بکوید به سنگنبینی که چون گربه عاجزشودبر آرد به چنگال چشم پلنگسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



