
About this episode
یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشم خانه همیگردید نظر میکرد سایر حکما از تأویل این فرو ماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت هنوز نگران است که ملکش با دگرانست.بس نامور به زیر زمین دفن کردهاندکز هستیش به روی زمین بر نشان نماندوان پیر لاشه را که سپردند زیر گلخاکش چنان بخورد کزو استخوان نماندزنده است نام فرّخ نوشین روان به خیرگر چه بسی گذشت که نوشین روان نماندخیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمرزان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماندسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Get every episode summarized
Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.
Email me new episodesFree for 3 shows. No card needed.
No transcript yet
This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.
More episodes



