Skip to content
TrackPodcasts
artsOct 29, 20212:22pending

گلستان سعدی - 002 - باب اول - پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد

بهاریه

About this episode

پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد بیچاره درآن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته‌اند هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید.وقت ضرورت چو نماند گریزدست بگیرد سر شمشیر تیزاذا یئسَ الانسانُ طالَ لِسانُهُکَسنّورِ مغلوب یَصولُ عَلی الکلبِملک پرسید چه می‌گوید یکی از وزرای نیک محضر گفت ای خداوند همی‌گوید وَ الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ ملک را رحمت آمد و از سر خون او در گذشت وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت ملک را روی ازین سخن در هم آمد و گفت آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفته‌اند دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه‌انگیزهر که شاه آن کند که او گویدحیف باشد که جز نکو گویدبر طاق ایوان فریدون نبشته بودجهان ای برادر نماند به کسدل اندر جهان آفرین بند و بسمکن تکیه بر ملک دنیا و پشتکه بسیار کس چون تو پرورد و کشتچو آهنگ رفتن کند جان پاکچه بر تخت مردن چه بر روی خاکسعدی, گلستان, باب اول در سیرت پادشاهانسعدی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Get every episode summarized

Each time بهاریه publishes, we email you a written briefing from the transcript — the topics, who appeared, and any specific claims, with the ad reads skipped.

Email me new episodes

Free for 3 shows. No card needed.

No transcript yet

This episode has not been transcribed. Request it and it moves to the front of the queue.

گلستان سعدی - 002 - باب اول - پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد

بهاریه

0:00
2:22

More episodes

More from بهاریه

View all episodes →